محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
397
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
سكوت ( كلامه بيان ) سخن او روشنگر حق و عدل است : « و از سر هوس سخن نمىگويد اين سخن بجز وحيى كه وحى مىشود نيست . » « 2 » ( و صمته لسان ) موارد سكوت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز گوياى حقايقى بوده است . او در جايى سكوت مىكرد كه سودى براى زندگى نداشت و انسان مكلف به شناخت آن نبود و يا سخن گفتن درباره آن هنوز زود بود و . . . شكى نيست كه سخن ، از اهداف و مقاصد آدمى پرده برمىدارد ولى در برخى موارد ، سكوت گوياتر و روشنتر از سخن است . مهم آن است كه انسان بداند چه وقت بايد سخن بگويد و چه وقت بايد ساكت باشد و جاى هريك را از ديگرى تمييز دهد و اگر بتواند به اين قواعد پايبند باشد ، در زندگى خود كامياب و در آخرت رستگار مىشود . . . انسان از آزادى بيان برخوردار است ولى همواره از آزادى سكوت برخوردار نيست ؛ براى نمونه
--> - نك : الاستيعاب : 2 / 53 - 59 ؛ الإصابة : 2 / 60 ؛ تاريخ طبرى : 2 / 443 ؛ سيره ابن هشام : 4 / 335 ؛ تاريخ يعقوبى : 2 / 103 ؛ أسد الغابة : 3 / 222 . - ( 1 - 396 ) . او بلال بن رباح و مادرش حمامة است . وى در مكه به دنيا آمد و از آن مردى از بنى جمح بود . ابو بكر او را به 5 اوقيه خريد و آزاد كرد . او در راه خدا شكنجههاى بسيار ديد و در جنگ بدر و ديگر جنگها شركت داشت و نخستين كسى بود كه براى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله اذان گفت و پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ديگر هرگز اذان نگفت و به شام رفت و در آنجا مرد . نك : المعارف ، ابن قتيبه : 176 . ( 2 ) . وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى نجم / 53 : 3 - 4 .